على محمدى خراسانى

189

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد تثنيه و جمع‌هاى مذكور حقيقى نيستند ؛ زيرا تثنيهء حقيقى آن است كه بر دو فرد از يك ماهيّت دلالت كند . زيدان بر دو فرد از يك معنا دلالت ندارد ؛ زيرا معناى زيد آن وجود شخصى است و كلّى نيست تا داراى دو يا چند نفر باشد و تثنيه بر دو فرد از آن و جمع بر سه فرد از آن دلالت كند . پس اينها تثنيه و جمع تأويلى هستند . يعنى اگر بخواهيم از آنها تثنيه و جمع بسازيم ، ابتدا بايد در معناى مفرد ؛ يعنى زيد تصرّف كنيم آنگاه از آن ، عنوان كلّىِ « المسمّى بزيد » را اراده نماييم ، سپس بگوييم زيدان يعنى دو فرد از عنوان « المسمّى بزيد » و زيدون سه فرد از آن و . . . . پس اين موارد ، نقضى بر جواب ما نيست و بحث ما در تثنيه و جمع‌هاى حقيقى است . قوله : مع انّه لو قيل : جواب دوّم : بر فرض ، قبول كنيم كه در مفردات تثنيه و جمع اتحاد معنوى لازم نيست ، همان اتحاد لفظى هم كافى است و در نتيجه زيدان و زيدون تثنيه و جمع حقيقى هستند ، عينان و أعين هم مطلقاً تثنيه و جمع حقيقى هستند چه بر دو يا سه فرد از يك طبيعت و چه بر دو يا سه فرد از دو يا سه طبيعت دلالت كنند . ولى ما اشكال ديگرى داريم و آن اين‌كه : چنين دلالتى و چنين اراده و استعمالى از باب استعمال لفظ در اكثر نيست . بيان مطلب : مفرد آن است كه بر يك فرد دلالت كند ، تثنيه آن است كه بر دو چيز دلالت كند و جمع آن است كه بر جماعت و گروه « 1 » دلالت كند . « 2 » آنگاه اگر كسى تثنيه يا جمع را به‌كار بُرد و از آن ، دو يا سه چيز را اراده كرد كه استعمال در اكثر نيست ، بلكه استعمال در معناى خود كلمه است . تثنيه بر دو چيز دلالت دارد و الآن هم در دو چيز استعمال شده است ( دو فرد از يك طبيعت يا دو معنا و طبيعت مختلف ) جمع بر سه چيز دلالت دارد و الآن هم در سه چيز استعمال شده است ( سه فرد از يك طبيعت يا سه طبيعت مختلف ) همان‌طور كه اگر سه يا دو فرد از يك طبيعت مراد بود استعمال در اكثر نبود ، هكذا اگر سه يا دو طبيعت هم مراد باشد باز استعمال در اكثر نيست . پس سالبه به انتفاء موضوع است ؛ يعنى اصلًا استعمال در اكثر نيست تا بحث شود كه حقيقت است يا مجاز ! نعم لو أريد مثلا من عينين فردان من الجارية و فردان من الباكية كان من استعمال العينين فى المعنيين إلا أن حديث التكرار لا يكاد يجدى فى ذلك أصلا فإن فيه إلغاء قيد الوحدة المعتبرة أيضا ضرورة أن التثنية عنده إنما يكون لمعنيين أو لفردين بقيد الوحدة و الفرق بينهما و بين المفرد إنما يكون فى أنه موضوع للطبيعة و هى موضوعة لفردين منها أو معنيين كما هو أوضح من أن يخفى . طبق مسلك شما كه اتحاد لفظى را كافى دانسته و مىگوييد از تثنيه و جمع دو يا سه طبيعت قابل

--> ( 1 ) . كه اقلّ آن دو يا سه چيز و اكثر آن هر چه باشد . ( 2 ) . حال اين دلالت چه ، مربوط به علامت تثنيه و جمع ( الف و نون يا واو و نون ) باشد ، يا مربوط به خود مادّه باشد و علامت تثنيه و جمع صرفاً علامتِ دلالت مادّه بر تعدّد باشد ؛ چه مربوط به هيئت تثنيه و جمع باشد كه ظاهر كلام آخوند رحمه الله مىباشد . اينها مهمّ نيست .